اصول اساسی خطبه های نماز جمعه

آنچه ما تصور می‌کنیم باید در خطبه‌ها جزو اصول باشد، چند چیز است که من بعضی از آنها را عرض می‌کنم.

۱- تقوا :

در درجۀ اول تقوا، ذکر و توجه به خداست. واقعاً بایستی خطبۀ نماز، مردم را به یاد خدا بیاندازد. نصیحت در خطبه‌ها یک چیز لازم است؛ البته تبیین و توجیه مسلمانان و بیان فلسفه احکام و عقاید خوب است، اما هیچ‌کدام کار موعظه را نمی‌کند و جای این را نمی‌گیرد که انسان به مردم بگوید: «مردم از خدا بترسید، تقوای خدا را پیشه کنید، گناه نکنید، فریب شیطان را نخورید و …» لذا شما می‌بینید که در خطبه‌های امیرالمؤمنین (ع) و نبی اکرم (ص) آنچه که از ائمه (ع)  نقل شده است، همین معانی است؛ مثل اینکه: «از آتش دوزخ بترسید، به نعم الهی در بهشت رغبت پیدا کنید، دروغ نگویید، غیبت نکنید، فتنه‌انگیزی نکنید. ناشکری نکنید و دلها را به هم بد نکنید». این نصایح، مهم است البته اگر یک روایت اخلاقی هم خوانده و بیان بشود، خوب است و چه بهتر که چیزی هم از بیان معصوم (ع) به گوش مردم برسد. خطبه‌ها را نباید از این چیزها- هر چند به مقدار کم- خالی گذاشت.

۲- ایجاد روح امید :

دومین چیزی که باید حتماً در خطبه‌ها باشد، دمیدن روح امید و آرامش و سکون در مردم است. خطبه‌ای که مردم را ناامید می‌کند، چه نا امید از رحمت الهی و چه نا امید از آیندۀ کشور، خطبه بدی است.

اینکه یک ایرادی را آن قدر بزرگ کنیم که مردم بگویند:« عجب! همه چیز از دست رفت»، صحیح نیست. باید خطبه به مردم امید ببخشد. اگر امید نبود، حرکت هم نخواهد بود؛ این را هم به شما عرض بکنم که هر امیدی هم که شما به مردم بدهید در وضع کنون بی‌جا نیست و امید واقعاً وجود دارد. کسی نگوید: «آقا امید بی‌خودی به مردم بدهیم؟» خیر، امید بی‌خودی نیست. امروز بحمدالله در جامعه ما عوامل امیدانگیز از همه چیز بیشتر است. اگر دو عامل در جامعه ما وجود داشته باشد که یک نفر را دلسرد بکند، ده عامل در کنار آن هست که امید بدهد؛ البته اگر چشم بینا وجود داشته باشد. بعضی‌ها متأسفانه عامل امید و انگیزه را نمی‌بینند. در قلب این دنیایی که چهار نعل به سمت فساد و بی‌دینی حرکت می‌کند، کشوری وجود دارد که مبنای کار او تقید به احکام اسلامی است و روز به‌ روز هم این تقید، در دولت، رسانه‌های عمومی و وضع عمومی مردم بیشتر می‌شود. این همه در دنیا علیه ما کار می‌کنند. از اطراف و اکناف، تلویزیونها، رادیوها، کتابها و … دارند فسادانگیزی می‌کنند؛ در عین حال هنوز صلاح بر این کشور حاکم است و بحمدالله غالب بر همه امور است. حالا اگر در گوشه و کنار علامتی از فساد دیده شد، انسان نباید همه امیدها را ندیده بگیرد. این واقعاً جفا و ناشکری نعمت الهی است. باید به مردم امید، سکون و آرامش داده بشود. چیز دیگری که باید در خطبه‌ها وجود داشته باشد، این است که حالت قدردانی و قدرشناسی از نظام جمهوری اسلامی در مردم تقویت بشود. این کشور همان کشوری است که بدترین مظاهر غربی او را فراگرفته بود و در دورترین مناطق کشور روز به روز تقویت می‌شد ـ چه رسد به مرکز و تهران ـ این همان کشور است. امروز در این کشور، گناه و فسق منکر است و کسی جرأت نمی‌کند به آن افتخار بکند و بگوید: «گناه می‌کنم و افتخار هم می‌کنم». اگر کسی هم گناه می‌کند، مجبور است از چشم مؤمنین و جنود الهی، مخفی نگاه بدارد. خوب البته در خفا، گناه هست. شما هم نباید توقع داشته باشید که در خفا هم گناه نباشد. در زمان پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) هم این طور نبود. این خیلی مهم است که عرف قالب یک کشور، دین و دینداری و تقوا باشد. کسی جرأت نکند علناً شرب خمر و تعرض به نوامیس مردم کند و علناً حقوق دیگران را ضایع کند. در کشوری که بنای کار او در گذشته بر این منکرات بوده است، اینها خیلی مهم است. مردم باید نظام اسلامی و قرآنی را غنیمت بشمارند و قدر بدانند.

۳- تشویق به همکاری و وجدان‌کاری :

نکته دیگری که باید در خطبه‌های نماز جمعه باشد، تشویق مردم به همکاری با دولت و با یکدیگر و کمک به امور عمومی کشور و همان وجدان کاری است که ما در اول سال عرض کردیم و برآن اصرار داشته و داریم. نکته دیگر که در مجموع باید در خطبه‌ها منعکس باشد عبارت است از: روح نظم و انتظام و انضباط در مردم، نظم‌پذیری، فرمان‌برداری از نظام و مرکزیت نظام و همکاری با مسؤولین کشور. نباید در خطبه‌های نماز، حالت سرکشی، بی‌اعتنایی به مقررات و رفض قوانین کشور و رفتارهایی از این قبیل، در مردم به وجود بیاید؛ بلکه باید عکس آن به وجود بیاید که همان حالت استسلام در مقابل قوانین، مقررات و نظامات عمومی است. البته چیزهای دیگری هم هست که اینها اهم مسائل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *